سفارش تبلیغ
صبا

خداییش خیلی زود دیر میشه.

سه شنبه 87 آبان 21 ساعت 12:13 صبح

1)دست های ملتمست را

   مانند آه های طویلی

   تنها به سمت خدا دراز کن.

2)اکنون نهال گردو

         آن قدر قد کشیده که دیوار را

     برای برگ های جوانش معنی کند.

:کم پیش میاد آدما یه خونه تکونی اساسی بکنن و فرمون ماشین زندگی شون رو به سمت آسمون بچرخونن.فروغ از اون دست آدما بود.بزرگ ترین شاعره تاریخ ادبیات هزار ساله ایران،در سی و دو سالگی مرده.در سی و دو سالگی.(ما از انرژی و قدرت جوونیمون چقدر استفاده می کنیم؟آبی که راکد و بی حرکته،زود لجن می گیره و گند می زنه.زود هم نجس میشه.اما آب جاری،نه تنها زود نجس نمیشه که پاک کننده هم هست.حواسمون باشه عمر و جوونی و زندگیمون لجن نگیره و گند نزنه.فکر می کنم دویدن و به دنبال زیبایی بودن بهترین راهه)

3)دریای بزرگ دور

        یا گودال کوچک آب.

   فرقی نمی کند.

   زلال که باشی

                آسمان در توست.

 


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


پاز/خمه

دوشنبه 87 مهر 15 ساعت 11:54 عصر

1)باد

       کمر فواره را می شکند.

 

2)می گویند:چقدر وعده بر روی زبانم باید آب شود تا بتوانم زندگی را مزه کنم.

   اما من هیچ توقعی از جنگل ندارم.استخوان هایم را می سوزانم و خود را گرم میکنم.


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


روزی که...

سه شنبه 87 مرداد 29 ساعت 8:38 عصر

روزی که در غارها،ستاره پاشیده می شود و خواب ،از چشم خفاش ها گرفته می شود.

روزی که عنکبوت فقر،دست از سر پروانه ی نجابت برمی دارد.

روزی که هنگام جنگ،سیبی به دشمن تعارف می کنیم.

روزی که قطاری که گنجشکی را زیر می گیرد،از ریل خارج می شود.

روزی که آخرین پیراهنی که مرگم در آن رخ می دهد،گم می شود.

روزی که خنده هایمان،دسته ی کبوتران سفیدی خواهد بود که یکباره پرواز می کند.

روزی که تو می آیی،به راستی چه روزی خواهد بود.

آقا این روزها که هیچ کفشی،اشاره ای به حرکت نیست،تنها تو باید بیایی و دست سایه های زمین گیر را بگیری.

پ.ن:برخی تعابیر از بروسان


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


کبوتر آشتی ام من.

جمعه 87 مرداد 18 ساعت 3:15 عصر
 دستم در عراق،قطع شد و پایم در افغانستان.

چشمانم در هیروشیما هنوز تاول می زند و پیکر مجروحم زیر آوار برج های دوقلو،دست و پا.

برای سفره ی لاشخورهای غربی،دلم هر روز در جنگ های آفریقا تکه تکه می شود.

در خط مقدم جنگ که توپ بود و موشک و تفنگ،من کبوتری بودم با نامه صلح و برادری در منقارش:

آن جا که سپاهیان

                مشق قتال می کنند

گستره ی چمنی می تواند باشد

و کودکان

            رنگین کمانی رقصنده و پرفریاد.(شاملو)

**

وقتی قصاب و همجنس باز بر سر لاشه،دعوایی خونین به پا کرده بودند،من کودکی بودم که با گریه  می خواست جدایشان کند.

من با کولی های رمال شهر به سرنوشتم می خندم و با زنان خیابانی-پیازهایی که از پوست کندنشان چشم هیچ کس خیس نمی شود-می گریم.

من پروانه ی مرده ای هستم در بین گل های دخترک گلفروشی که چراغ سبز،وقت استراحت کوتاهی است برایش و چراق قرمز،آغاز مبارزه ای دیگر.

وقتی با گوسفند زنده،قصاب می فروشید،من چه امیدی می توانم داشته باشم؟


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


به سینوسی نازنینم...

سه شنبه 87 مرداد 15 ساعت 4:28 عصر

بی هیچ دلیلی-مثل لبخند سربازی در جنگ-دوستت دارم.(تو عاشقانه های بی دلیل را خوب می فهمی.)

 تو نهنگی بودی که دریا،مشکی بر دوشش بود و به ساحل می آمد تا برای بیابان آب ببرد.

تو آفتابی بودی که دست سایه های زمین گیر را می گرفت.

تو برای قایق تنها در دریا،بادبانی بودی که فوت خدا را خوب می فهمید.

تو پارویی بودی که دل دریایی ام را قلقلک می داد.

تو کوزه ای بودی که برای کودکی علیل،رودخانه می آورد.

 تو سروی بودی که برای پاییز،شاخ و شانه می کشید.

با هر نوازشت،می مردم.که دستانت،روحم را لمس می کرد.

 دوستت دارم سینوسی.مثل سربازی که تنها پای باقی مانده اش را.

                                                                   دوستت دارم.


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


هر روز با او(امام)

سه شنبه 86 بهمن 16 ساعت 2:49 عصر

                     بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند فرمود:

به طور قطع عذاب خواهم نمود هر آن رعیتی را که به اطاعت امامی نزدیک شوند که از جانب من نیست،هر چند که در خود خوب باشند. و به طور حتم ترحم روا نخواهم داشت بر هر رعیتی که خود را به اطاعت امامی عادل از طرف من نزدیک کرده باشند،هر چند در میان خود،خوب و باتقوا هم نباشند.

(قال الله تعالی:

"لاعذبن کل رعیة دانت بطاعة امام لیس منی و ان کانت الرعیة فی نفسها برة و لا رحمن کل رعیة دانت بطاعة امام عادل منی و ان کانت الرعیة فی نفسها غیر برة و لا تقیة"")

(ترجمه الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة/محدث شهیر شیخ حر عاملی/صفحه549)

پ.ن:باید تمرین کرد.باید رفت.باید به علم،عمل کرد وگرنه حجاب اکبر خواهد شد.


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


هر روز با او

یکشنبه 86 بهمن 14 ساعت 9:25 عصر

                   بسم الله الرحمن الرحیم

و هر کس از یاد من رویگردان شود،زندگی(سخت و)تنگی خواهد داشت و روز قیامت،او را نابینا محشور می کنیم.

می گوید:"پروردگارا!چرا نابینا محشورم کردی؟!من که بینا بودم!"

می فرماید:"آن گونه که آیات برای تو آمد و تو آن ها را فراموش کردی،امروز نیز تو فراموش خواهی شد."

(ترجمه آیات 124 الی 126سوره مبارکه"طه")


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


هر روز با او(مناجات)

شنبه 86 بهمن 13 ساعت 12:18 عصر

                          بسم الله الرحمن الرحیم

بارالها!دریای دلم در گرداب معصیت غرق شد و کشتی اعمالم،کنار ساحل ریا به گل نشست.

بارالها!شرمم باد که در مقابل دیدگانت،چشم به وسوسه های سیاه شیطان دوختم و خویشتن را،به اسکناس سبز لجنزار فروختم.

بارپروردگارا!با پاک کن توبه،مشق های خط خطی شده اعمالم را،از دفتر سپید فرشتگان می زدایی،اما بگو آتش شرمم-از تو-را،چگونه فرو نشانم.

مهربانا!هزار بار فکر گناه کردم و دیدی و از فرشتگان پوشاندی اش.هزار بار دست به گناه بردم و فرشتگان-به امر تو-با تاخیر نوشتندش.یک بار توبه کردم:همه را به حسنه مبدل ساختی و اعمال زشتم را،از یاد فرشتگان نازنینت بردی.مگر مرا با تو چه نسبتی است مولا؟!

نازنین معبودا!از سراب ریا برکنارم دار و از چشمه های زلال اخلاص،سیرابم گردان.و آفتاب نگاه مهربانت را،تا ابد،بر سرم ببار.

آری آسمان.تمام نردبان های عالم به تو ختم می شوند.دستم را رها مکن.


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


هر روز با او(عظمت علی(ع))

پنج شنبه 86 بهمن 11 ساعت 6:1 عصر

           بسم الله الرحمن الرحیم

لولا علی،ما خلقت جنتی.

اگر علی نبود،بهشتم را خلق نمی کردم.

(ترجمه"الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه"/محدث شهیر شیخ حر عاملی/صفحه526)


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


هر روز با او(به خدا او از قلب ها آگاه است)

چهارشنبه 86 بهمن 10 ساعت 7:1 عصر
              بسم الله الرحمن الرحیم

اوحی الله الی داود:

یا داود!ان عبدی المومن اذا اذنب ذنبا،ثم تاب من ذلک الذنب و استحیی منی عند ذکره،غفرت له و انسیته الحفظه و ابدلته حسنه و لا ابالی و انا ارحم الراحمین.

خداوند به داود وحی کرد:

یا داود!همانا بنده مومن من اگر مرتکب گناهی شد و آن گاه از آن گناه نوبه نمود و در یادآوردنش از من حیا نمود ،او را می بخشم و از خاطر فرشتگان محافظت کننده می برم و آن را به حسنه مبدل می کنم و این هرگز برای من سخت نیست.و منم رحم کننده ترین رحم کنندگان.

(ترجمه"الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه"/محدث شهیر شیخ حر عاملی/صفحه188)


نوشته شده توسط : بیسیم چی دل

نظرات دیگران [ نظر]

 


   1   2   3   4   5   >>   >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

ماندن؟
مرزهای زمین گیر
[عناوین آرشیوشده]